تولد 6 سالگی پسر گلم
تولدت ![]()
Happy birthday banner 17 اردیبهشت ماه بود و همیشه بهم میگفتی ارزو دارم و دوست دارم واسم جشن تولد بگیری بالاخره تصمیم گرفتم واست تولد بگیرم و گرفتم.
امروز 21ردیبهشت
واست تولد گرفتم. یه تولد بزرگ و بیاد موندنی همه خاله ها دایی ها عمه ها و زن عمو و همه همسایه
Birthday Party Blower ها و دوستان رو دعوت کردیم که جمعلا
80 یا شایدم 90 نفری میشدند.خودم از دو هفته قبل استرس داشتم خیلی میترسیدم
از اینکه به مشکلی بربخورم یا چیزی کم بیاد
کلا استرس زیادی بهم وارد شده بود ولی بهر حال بعد کلی برنامه ریزی 21 اردیبهشت رو واسه جشن انتخاب کردیم.
خودتم خیلی ذوق داشتی
خیلی خوشحال
بودی همش میخواستی که همه بچه ها باشند این روزها خیلی به حرفم گوش میدی خیلی پسر خوبی
شده فقط بابایی زیاد از ته دل راضی نبود
ولی من و تو کار خودمون کردیم.
از صبح سرم خیلی شلوغ بود کار و تمیز کاری تهیه وسایل و خلاصه همه کارای دیگه.
صبح زهره جون و ملیحه و زهره س اومدند بادبادکها
رو باد کردند ووصل کردند خلاصه همه تزییناتها رو انجام دادند.
همه مهمونا رو واسه ساعت 4 خبر کردیم
که اکثرا ساعت 5 اومدند و جشن تا ساعت 7.30 ادامه داشت همه برنامه ها عالی پیش رفت تا اینکه نوبت به کادوها رسیدوای که عجب دلهره ای
داشتی همش میخواستی که زودتر کادوها
رو ببینی عمه اکرم کادو ها
رو اعلام کرد اون موقع کمی بچه ها بهم ریختند بعضی ها بهونه گیری میکردند.کادوها که تموم شد نوبت به پولهایی رسید که بعضی ها بجای کادو
داده بودند تو عوض اینکه بگی دستشون درد نکنه بلند گفتی پول که به چه دردی میخوره .
راستی کیک تولدتم به دستور خودت شکل زمین فوتبال بود به وزن 7 کیلو.
عصرانه هم ساندویچ الویه دادیم.
خیلی خیلی هم کادو واست جمع شده بود![]()
منم واست یه دونه اسکوتر کادو ![]()
Birthday presentگرفتم.
الهی شکر تونستم تو رو به یکی از آرزو های قشنگ
زندگیت برسونم.
دوستت دارم![]()












تولد 6 سالگی پسر گلم
