مهدیارمهدیار، تا این لحظه: 20 سال و 5 ماه و 26 روز سن داره
مهشیدمهشید، تا این لحظه: 13 سال و 2 ماه و 17 روز سن داره

...مــهدیـ ــار...

مهدیار و ماجرای بیماری

1391/12/1 0:02
نویسنده : مامان
237 بازدید
اشتراک گذاری

بیست و یکم بهمن ماه سرما خورده بودی و زیاد سرفه میکردی که با هم رفتیم دکتر.

دکتر واست  دارو نوشت دارو ها رو گرفتیم و اومدیم خونه بعد چند شب که گذشت و سرفه هات قطع شد بهم گفتی مامان پس چرا واسه من جایزه نمیگیری منم خیلی تعجب کردمتعجب

گفتم جایزه واسه چی؟؟؟سوال

منظورت چیه چرا سوال من باید واسه تو جایزه بخرم؟؟؟سوال

بعدش گفتی اون روزا که بابا حجی توی بیمارستان بستری بود چرا تو واسش یه بسته شکلات جایزه بردی یا عموی خودت که بیمار بود واسش جایزه بردی خونشون.اوه اوه با این فکرای عجیب تو.

واقعا خیلی تعجبتعجب  کرده بودم تو عجب برداشتهایی متفکر  کرده بودی فکر کردی هر کی مریضه بقیه باید براش جایزه  ببرند و تشویقش کنند تشویق

 آخ آخ که  بعدشم ول کن نبودی رفتم واست چند تا شکلات خوشمزهخوشمزه  آوردم دیگه بعدش دست از سرم برداشتی.

عزیزم خیلی دوستت دارم قلبقلبقلبقلبقلب

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (1)

الهه مامان رادین
4 اسفند 91 17:22
هههههههههههههههه


چرا میخندی خاله جون.